ابراهيم عاملي ( موثق )
167
تفسير عاملي ( فارسي )
برسد و جان در سر و سر در نور برسد ، دل فا زبان گويد : خاموش ، جان فا دل گويد : خاموش ، سر فا جان گويد : خاموش اللَّه فارهى گويد : بندهى من دير بود تا تو مىگفتى اكنون من مىگويم و تو مىنيوش سيّد بحرانى در تفسير برهان از حسن بن ابي الحسن ديلمى از حضرت صادق ( ع ) روايت كرده است : « يتلونه حقّ تلاوته » يعنى آيات را بخوانند و آن را درست بفهمند و بدستوراتش عمل كنند و بوعدههايش اميدوار باشند و از وعيد و آنچه ترساننده است خائف و ترسان باشند و از قصّههاى آن پند بگيرند باوامرش فرمانبردار باشند و از جلوگيرىهاى آن خوددارى كنند . سوگند به خدا : مقصود حفظ آيات نيست و درس خواندن سورهها نيست بلكه ده يك و پنج يك سورهاى هم لازم نيست بخوانند . مردم حروف قرآن حفظ مىكنند اما اندازه و حكم آن را رعايت نمىكنند با اينكه خواندن قرآن فكر در آيات و عمل به احكام آن است كه خود فرموده است : « كِتابٌ أَنْزَلْناه إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِه « 1 » » سخن ما 1 - آيت « قالُوا اتَّخَذَ اللَّه » براى آن مردم است كه آن روز قرآن با آنها روى سخن داشته است كه اگر مىفهميدند فرزندى عيسى و ملائكه و عزير براى خدا چه معنى دارد خود از گفتارشان خجالت مىكشيدند و همچنين آنهائى كه در اين طول مدّت و ترقّى افكار و پيدايش علوم باز هم معتقد به سه اصل هستند اين است كه ما از دو جملهى « لَه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * و * ( كُلٌّ لَه قانِتُونَ » يك دورهى كامل توحيد استفاده مىكنيم كه آفريننده يعنى ما فوق موجوديّت . يعنى آنچه بكلمهى چيز و موجود ناميده مىشود در قدرت او و پديدهى او و محتاج به او و بيچاره در آفرينش او است . پس آسمان و زمين و آنچه بفكر ميآيد ابداع و پيدا شدهاى است بىوسيله كه فقط فرمان او براى پيدايش همه كافى است . 2 - جملهى آخر آيت 117 « كُنْ فَيَكُونُ » مثل شده است در انجام كارى به زودى
--> ( 1 ) نامهى فرخندهاى فرستاديم براى اينكه مردم بوسيلهى آيات آن فكر و انديشه خود را درست كنند .